الملا فتح الله الكاشاني
470
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اينكه اذهب فى تسع آيات يعنى برو برسالت با اين دو آيه كه در جملهء نه آيتست و در عداد آن و اعظم آن * ( إِلى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِه ) * بسوى فرعون و گروه او و هفت ديگر فلق بود و طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و جدب چنان كه تفصيل آن در سورة الاعراف مذكور شد و اكثر بر آنند كه فى بمعنى مع است يعنى برو بانه آيهء ديگر نزد فرعون و قوم او و بنا بر اين عصا و يد و بيضا در عداد تسع آيات نباشند و آن نه فلق باشد و طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و طمسه و جدب در بوادى و نقصان در مزارع و بر تقدير آنكه عصا و يد از تسع خارج باشند ممكن است كه دو آيهء اخيره را در حساب يكى شمرند و فلق را از آن اخراج كنند چه آن مبعوث نبود بسوى فرعون پس بر اين تقدير نيز آيات از نه متجاوز باشد و بنا بر عدم استيناف جار و مجرور متعلق بنحو مبعوثا و مرسلا است يعنى القاى عصا كن و اخراج يد در حالتى كه برانگيخته و فرستاده شدهء به آن نه آيه بسوى فرعون و قوم او * ( إِنَّهُمْ كانُوا ) * بدرستى كه ايشان هستند * ( قَوْماً فاسِقِينَ ) * گروهى بيرون رفتگان از دايرهء فرمان به جهت فرط كفر و طغيان اين تعليل ارسالست القصه موسى ( ع ) اهل خود را در ميان آن وادى گذاشته و امتثال امر الهى نموده متوجه مصر شد و با فرعون و فرعونيان آغاز دعوت فرمود و جميع معجزات كه به آن مبعوث بود بايشان نمود ايشان به او نگرويده نسبت بسحر دادند كما قال اللَّه تعالى * ( فَلَمَّا جاءَتْهُمْ ) * پس چون آمد بفرعون و قوم او * ( آياتُنا ) * دلايل قدرت ما و براهين رسالت موسى يعنى موسى آن را بايشان آورد * ( مُبْصِرَةً ) * در حالتى كه روشن و هويدا بود و مشاهد و مرئى بود بر همه كس بر وجهى كه هر كه آن را ميديد ميدانست كه از قدرت بشر خارجست * ( قالُوا ) * گفتند فرعونيان از روى عناد و جحود و استكبار و عتو * ( هذا سِحْرٌ مُبِينٌ ) * اين سحريست روشن يعنى همه كس داند كه اين سحر است به جهت وضوح سحريت آن بدانكه مبصرة اسم فاعلست و مراد از آن اسم مفعولست زيرا كه معنى آن آيات مرئيه است كه هر مبصرى آن را مشاهده كند و ببيند و ايراد آن به صورت اسم فاعل به جهت اشعار است به آنكه آن آيات از فرط اجلاى آن بر ابصار بر وجهى بود كه نزديك بود كه نفس خود را به بيند يا از آن چيزى بود كه ميديد مردمان را يا خداوند تبصره بود از آن حيثيت كه هدايت مىكرد چه عمى مهتدى نمىشود چه جاى آنكه هادى غير شود و منه قولهم كلمة عينا و كلمة عور الان الكلمة الحسنة ترشد و السيئة تغوى و يا بينا سازندهء هر كسى بود كه نظر به آن كند و تامل در آن نمايد و فرعونيان با وجود اين حمل آن بسحر كردند * ( وَجَحَدُوا بِها ) * و منكر شدند به آن يعنى تكذيب آن كردند * ( وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ) * و بيگمان بود به آن نفسهاى ايشان قد در